*مــــاريـا الجـاسوسـي*

خودمم!

 

***آرزو کنيد که رنج بيش از حد مهربانی بودن را تجربه کنيد***

 

مـــــــــــــاريا

+ maria ; ٥:٠۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۳٠ فروردین ،۱۳۸۳
    پيام هاي ديگران ()   

چند جمله زيبا

همواره به ديگران كمك كن و همراهيشان كن تا به تعالي برسند
آن گاه خود نيز از درون به تعالي خواهي رسيد

خدمت به ديگران كسر شان نيست‚ بلكه امتياز است
خدمتي كه با طيب خاطر انجام شود
غرور را از ميان خواهد برد و
آرامش درون را جايگزينش خواهد كرد

با تحقير ديگران‚ سستي و تزلزل خود را نشانشان مي دهيم
نيكي و مهرباني با ديگران
انعكاس پيروزي دروني است

براي غلبه بر اين گرايش كه همه چيز را شخصي و خودماني بداني
به آن چه درباره ي غيرشخصي برخورد كردن و
جدي بودن از ديگران مي شنوي‚ ترتيب اثر بده

باورهاي قلبيت‚ تعيين كننده ي شخصيت آتي تو هستند
اگر بر مسائل حقير تمركز كني‚ حقيرخواهي شد
و اگر بر افكار متعالي تمركز كني‚ افتخار نصيبت خواهد شد

افكار تو بر دريافتي كه از دنياي پيرامون داري رنگ مي دهد
افكار منفي حتي سفيد را خاكستري نشان مي دهد
و افكار مثبت حتي يك روز خاكستري را زيبا مي كند

زن ها معمولا احساسات و الهامات را به راحتي جذب مي كنند
اگر احساساتشان آرام باشد
الهامات را به آرامي دريافت مي كنند
و دريافت آن ها را احساس مي كنند

افكارت را بر روند درازمدت زندگي متمركز كن
با فراز و نشيب هاي گذرا درنيفت و
انرژيت را براي كنارآمدن با واقعيات هميشگي زندگي حفظ كن

بگذار افكارت را عقل‚ و عواطفت را عشق غيرخودخواهانه هدايت كند

خود را بي هيچ چشمداشتي وقف ديگران كن

زيبايي حقيقي نوري است كه از درون ساطع مي شود
منشا آن افكار مثبت‚ محبت و فضيلت هاي اخلاقي است
زيبايي صورتكي نيست كه انسان به چهره بگذارد و به آن مباهات كند
اشتباه است اگر فكر كنيم زيبايي مختص جواني است
هر سني زيبايي خاص خودش را دارد

قدرشناس باش و قدرشناسي را ابراز كن
از دهنده ي هديه بيشتر از خود هديه قدرداني كن

قدرت خيانت و بدي ابدي نيست
به عيبجويي ديگران‚ درست يا نادرست توجه نكن
اما قلبا  از آن ها سپاسگذار باش
اگر مي خواهي بر كساني كه به تو بدي كرده اند غلبه كني
از آن ها نزد ديگران به خوبي ياد كن
با تاريكي نمي شود بر تاريكي غلبه كرد
سلاح مؤثر بر تاريكي ‚ نور است

حب و بغض را از خودت دور كن
قناعت را در وجودت تقويت كن
از داشتن دوستان واقعي ‚ راضي و شاكر باش

بيشتر منشا كنش باش تا واكنش
واكنش هاي احساسي مانند ابري واقعيات را مي پوشانند
بگذار محبتت نسبت به ديگران مثل عقربه ي قطب نما عمل كند
مهم نيست كه چند بار منحرف شود
زيرا نهايتا مسير درست را نشان خواهد داد
كاري را كه احساس مي كني درست است انجام بده
كاري كه سودش به ديگران برسد

سعي نكن همواره ديگران را از خودت راضي نگه داري
كافي است براي ديگران دوستي صادق باشي

اگر بگذاري‚ زندگي مي تواند مثل سوار شدن بر يك چرخ و فلك تفريحي باشد
يك روز بالا برود و روز بعد پايين بيايد
از درونت فرمان بگير
خواه زندگي بر وفق مراد باشد‚ خواه توام با مشكل
همه چيز در حال تغيير است
از هيچ چيز زياده خوشحال يا ناراحت نشو
زيرا هيچ چيز در اين دنيا هميشه يك جور نمي ماند
سعي كن تعادل افكارت را حفظ كني

هنگام صحبت با ديگران منصف باش
و سعي كن نقطه نظرات آن ها را بفهمي و محترم بشماري
زيرا تنها با درك كردن ديگران است
كه مي توان به تغيير آن ها اميدوار بود
تنها حقيقت است كه ارزش نهايي دارد ‚ نه عقايد و نظريات مختلف

براي ديگران مانند يك مادر باش
بي هيچ انتظاري ببخش و توقع پاداش نداشته باش
با اين كار از زندگي هزاران برابر پاداش خواهي گرفت

هنگامي كه ديگران به تو بدي مي كنند
با محبت‚ مهرباني‚ درك و بخشش
ناهنجاري عدم تعادل آن ها را شفا بده

ارزش هاي زنانه به نوبه ي خود از قدرتي برابر با
ارزش هاي مردانه برخوردار است
هوا و آب همان قدر قدرت دارند كه آتش دارد
صبر‚ بردباري‚ پذيرش و قدرت انطباق با شرايط
منجر به پيروزي خواهد شد
در حالي كه پرخاشگري در چنين شرايطي شكست به دنبال خواهد داشت

J.Donald Walters

 

                                                دوستدار  شما 

                                                                          آريا

   

+ maria ; ۱:٢٠ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۸ بهمن ،۱۳۸٢
    پيام هاي ديگران ()   

 

 

 

  اي كه سرنوشتمو ، با چشمات رقم زدن
 
                    با من از خودت بگو ، حرف تنهايي نزن
 
                                                      پيش از اونكه دير بشه ، دستتو بده به من
 
                          اگه يروز بشكني ، قفس حقير تن
 
                                                         لحظه ي  خنده گل ، روي سفره ي چمن
 
                     توي جنگل چشات ، چه قشنگه گم شدن

 

آريا

+ maria ; ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۸ بهمن ،۱۳۸٢
    پيام هاي ديگران ()   

عشق

عشق هم آدمی را چون آتش زندگی یا خاکستر میکند یا پاک.
ای کاش عاشق شود آن که نیست امروز ، ای کاش که فردا عاش تر، انکه هست امروز.
عاشق شود کاش امروز آنکس که عاشق نبوده است ، عاشق بماند ای کاش آن کس که عاشق بوده است .
فاش میگویم : خدا عشق است ، اما عشق چه بازیگوش شیطانی است.
عشق پیروزی است حتی بر مرگ .
بوسه را نمیششود داد و پس نگرفت و گرفت و پس نداد.
جادوی نخستین عشق این است که نمیدانیم هرگز پایان نخواهد یافت.
کار عاشقان اضطراری بود نه اختیاری.
عشق پیش پا افتاده ترین کارها را زیبا میکند.
عاشقی یک وظیفه است.
اوج شادکامی زندگی این است که بدانی کسی دوستت دارد.
فاش میگویم هر چه باداباد ، این است آنچه اندوه یادم داد : بهتر عاشق بودنو شکست خوردن تا که هرگ دل به عشق نسپردن.
عاشق میباش و هرچه خواهی می کن.
عشق هر چقدر هم که کهنه باشد زنگ نم زند.
عشق عاقل را دیوانه و دیوانه را عاقل میکند.
دوستی همان عشق ات بدون بالهایش.
علت عشق ز علت ها جداست.
آدمی را زندگی عشق است.
اگر ناگزیر بودم که بگویم چرا دوستش داشتم ، پاخ را به گمانم تنهااین میگفتم که زیرا او او بود و من من بودم.
گلبرگ ها ، آنگه که لاله میمیرد تل می شوند روی مزارش یاد تو این چنین روزی که رفته باشی در دل نهفته می ماند با عشق.
بوده است آیا عشقی که به نگاه اول نبوده است...؟
شک کن که ستاره آتش باشد ، یا که آفتاب به گردش، شک کن که شاید حقیقت دروغ بگوید سخن اما هر گز شکمکن در عشق من.
هرگز عاشق مشو مگر آنکه بتوانی همه عیب های آدمی را تحمل کنی.
گزیده ترین بخش زندگی هر انسان نیک دل ، همه کارهای کوچکِ بی نامِ از یاد رفته ای که از سر مهربانی و عشق از او سر زده است.
عقل را عشق همیشه گول میزند.
پروردگارا که بودآن دیوانه ای که بوسه را اختراع کرد.
کسی که عاش باشد محال را باور میکند.
هرچه هست برای عشق است بی هیچ تاوانی

 

                                                             آريا

+ maria ; ٩:٥۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۸ بهمن ،۱۳۸٢
    پيام هاي ديگران ()   

عاشق

عاشق که گدایی نمی کند ,عاشق که قهرمان حادثه نيست
عاشق که محدود نمی کند, عاشق که دلتنگ نمی شود
عاشق که نمی نالد, پس چيست راز اين همه نياز؟
پس چيست حقيقت وجود اشک در پس چشمان عاشق.
عشق حادثه نيست که عاشق قهرمان حادثه باشد
اين همه نوشتن برای چيست؟
عشق که فراموش نمی شود , عشق زمان را فراموش می کند
عشق که در دو کلمه شکل نمی پذيرد
عشق زاده ی دلتنگی فاصله هاست و لعنت به فاصله ها اگر معنایشان جداییست

                                                       آريا

 

+ maria ; ۸:٢٥ ‎ب.ظ ; جمعه ۳ بهمن ،۱۳۸٢
    پيام هاي ديگران ()   

انتظار :

+ maria ; ٤:٥٢ ‎ب.ظ ; جمعه ۳ بهمن ،۱۳۸٢
    پيام هاي ديگران ()   

آريا**

 

 

 

اين شعرو  به دوست مهربانم آريا تقديم ميكنم

 كه از كاست جديد سياوش قميشي اميد وارم كه خوشت بياد

اشکهای يخيمو پاک کن

درای قلب تو وا کن

صدای قلبمو بشنو من چه کردم با دل تو

کاشکی تو لحظهء آخر

عشق تو نگام می خوندی

قلب تو صدا مو نشنيد

رفتو با غريبه ها........

**اگه يه روز بگم از اين حکايت که به تو کردم عادت

**دلم پيش دلت مونده تو زندون رفاقت ..رفاقت

***اگه يه شب برسم به حقايق ميشم خدای عاشق

***ميگم رازمو به ستاره ی دريای مغرب...دريای مغرب

                                                                       دوستدار شما ها ماريــــــــــا جاسوس

 

 

 

+ maria ; ۱:٢٤ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱ بهمن ،۱۳۸٢
    پيام هاي ديگران ()   

نفسم گرفت از این شهر

بازم سلام به همگی و ممنون از نظراتتون  

نفسم گرفت از این شهر

دره این حصار بشکن

تو که ترجمان صبحی

به ترنم و ترانه

نه به زخم دیده بگشای

صف انتظار بشکن

ز برون کسی نیاید

جوی بار تو اینجاست

تو ز خویشتن برون آی

زره خطا بشکن

سر آن ندارد امشب

که برآید آفتابی

تو خود آفتاب خود باش و طلسم کار بشکن

که سرودنست بودن

به ترنمی دژ وحشت این دیار بشکن

                                                                 دوستدار تك تك شما عزيزان

                                                                                                                 آريا

 

 

+ maria ; ٦:۱٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٩ دی ،۱۳۸٢
    پيام هاي ديگران ()   

ماجرا های آقای آل !

+ maria ; ٦:۳٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۸ دی ،۱۳۸٢
    پيام هاي ديگران ()   

****ستار****

 

برای صحبت کردنِ از تو ، برای دیدن تو

 

اين شعر رو تقدييم به دوستی ميكنم كه ستارش هميشه هميشه بيادم ميمونه.....می دونم  ديگه اينجاها نمياد ولی عيبی نداره........دوستدار تو مــــريم

دو چـشمم مرمـــرين از بارش غم بود. باور كن

و پشـتم از غـــم هجــــران تو خم بود. باور كن

كجايـي اي حضـــور مبهم زيبـــــــــايي فرداها

كـه تفـسير نگاهـــــــــم واژهء غم بود . باور كن

مـيان موج هاي التمـــــاس و غربت و هجران

دو دستم عاشـــــــــق دامان خاتم بود . باور كن

بيا ديگر كه سهراب و جودم زخمي زخمي است

كه بي تو نو شدار و جرعهاي سم بود . باور كن

هزاران جمعه بــــي تو تا خدا رفتم ولي افسوس

كه در راهم صفاي بي تو بودن كم بود. باور كن

 

 

مــــــــــــــــــــــاريا جاسوس

 

+ maria ; ٥:٥٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٥ دی ،۱۳۸٢
    پيام هاي ديگران ()   

**دلم هوای تو رو داره**

 

 دلـــــم گرفته و بـــــــــــارانی ؛ دلـم هوای تو را دارد

و اين شکســتهء طوفانــــــــی ؛ دلم هوای تو را دارد

هميشه منتظــر فرصـــــــــــــت برای گريهء پـنهانی

بــــــهانه اش؟ تو که می داـنی؛ دلم هوای تو را دارد

قرار اين دل بی ارام ؛ اگـر چه جـای تو اينجا نيست

در اـين خرابه نــــــــمی مانی؟ دلم هوای تو را دارد

توای بهاری بی پايان ؛ هميشه سبز پر از خورشيد

در ايــــــن دريغ زمســـــتاني؛ دلم هوای تو را دارد۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

 

سلام

خوبيد؟ منم خوبم۰۰۰۰۰۰

اما خودمونيم اين چند وقت که  نبودم می بينم اگه يه روزی ديگه بر نگردم چيزی عوض نمی شه...جسارت به دوستانم نباشه که اين مدت نبودم برای اف لاين و پی ام دادن خيلی خيلی ممنون.....ولی چه دلٍ خوشی داريم ما ها برای خودمون می نويسيم ؛ ميخنديم از نوشته های دوستامون؛ براشون ابراز احساس مکنيم ميگيم اين خوبه يا اين بد هست......اما در کل همون يه جورایيه کابل کم داريم بازم جسارت به شما ها نباشه ولی اين يه حقيقت چرا که وقتی می تونيم همديگرو ببينيم يا با هم راه بريم صحبت کنيم باز پشت اين سيستم لعنتی ميشنيم....خودم نمی دونم دليلشو====> ولی من اگه بعد يه مدتی که وصل نشم! قلبم ميگره !!!نمی دونم انگار شخصيت زندگيم اينجاست اينم از کم عقلی منه نـــــــــــــــــه!؟ ولی شايد اين اخرين نوشته هام باشه يا شايد فقط  مثل بعضی ها که يکيش هم خودم هستم گاهی که حوصله ندارم يه شعر بنويسم و صبر کنم تا بقيه بيانويه دلگرمی بدن ولی تا کی؟ از اينجا از واثق جون؛ صباحنا جون؛ احسان جون؛ اکبر جون؛ شهاب جون؛ و اريا جون ممنونم ولی اميدوارم هر جا که هستيد موفق پيروز باشيد ...........دوستون دارم ماريا جاسوس=========>>ولی تا کی؟ آخرش من ميرم تو هم ميری فقط (........)آره واقعيت همينه ولی بيايد دوستای خوبی برای هم باشيم همديگرو ببينيم و خيلی موضوعهای ديگه از طرف من خداحافظ  بازم ميگم دوستون دارم و اميدوارم همتون زندگی خوبی داشته باشيد در آيند........دوستدار شما ها ماريا جاسوسی که دوست داشت جاسوس بمونه باشه ........

 

 

و۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

 

+ maria ; ٦:۳۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٤ آذر ،۱۳۸٢
    پيام هاي ديگران ()   

مهر عاشقی*







(( مهر عــاشقــي))

اــي كــاش مهــر عــاشقــي خنجــر نمــي شــد
اوضــاع نــا مــردي از ايــن بهتــر نمــي شــد
آرــي اگــر ايــن آسمــان مــردانگــي داشــــت
هــرگــز دو چشــم يــاس زيبــا , تر نمــي شـد
امــا اگــر يــك لــحظــه نــا مــردان نبــودنــد
هــرگــز دخيــل يــك شقــايــق در نمــي شــد
هــر گــل به عشــق باغ و بستــان ريشـه دارد
يــك گــل به عشــق باغبــان پرپر نمـي شــد
حتـــي اگـــر آدم هميشــه يـــك پـــدر بـــــود
حـــوا خـــداســر شــاهــده مـــادر نمــي شـــد









 

+ maria ; ٥:٠٥ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٤ آبان ،۱۳۸٢
    پيام هاي ديگران ()   

بازي با كلمات








امروز هر چي فكر كردم چي بنويسم ديدم خيلي خيلي خنگم نميدونم چي بنويسم
اي خدا چي بنويسم بلاگم شده مثل بلاگ مرده ها گفتم يه چيـــــــــــز خندار بنويسم
اميدوارم خوشتون بياد اما نزاريد به حساب (......)فقط بازي با كلمات...موفق باشيد
راستي اينو نمي دونم كجا خونده بودم ولي خيلي خفني حتما بخونيد
ديگه
من هستــــــــــم شما ها هم باشــــــــيد







ياد داري كه تو را ميكـردم همه شب تا به سحر گاه دعا

ياد داري كه به من ميـدادي درس علم و هنرو مهر و صفا

همه شب بهر تو راست ميكردم دست حاجـــت به درگاه خدا

دستمالـــي بده تا پاك كنم عرق خستــــگي از روي شما

چرا منحرفيد؟؟ اخه چرا حرفها انقدرجوون به مرگ ميكنه?


حبيب


دوستون دارم مــــــــــــاريا
+ maria ; ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٧ آبان ،۱۳۸٢
    پيام هاي ديگران ()   

مـــــــــــاريا

 

 

بهتــــــــــــرين چيـز رسيــدن به نگاهــی اسـت که از حــادثهء عشــق تر است۰

 

سلام۰۰۰۰

امروز به از دو سه ماه چيزی نوشتن امدم خيلی خوشحالم

وای که چقدر دلم براتون تنگ شده بودنه نه نترسيدفقط کمی دلم براتون تاپ تاپ ميکردوای خيلی خوشحالم که باز پيش شما ها هستم۰۰۰۰خيلی خيلی دوستون دارم

راستی وبلاگ جديدم قشنگ هست؟

يه چيز ديگه دانشگاه قبول شدمهمون رشتهء خودم اما نمی رمبه دلاير فوق

يک:نداشتن ماشين شخصی

دو:نداشتن امنيت۰۰۰۰۰اين يکی خالی بندی بود

سه: طولانی بودن را و نگرانی خانواده که اصلا ازشون راضی نيستم

چهار:مطمئن امسال تهران قبولم قول ميدم

پنجم: بيخيال.........

 

از اينجا جا داره از بهترين دوستم آریـــــــــا تشکر کنم...آريا جون ممنون ومتشکراين شعر بالای هم برای تو نوشتم اگه خوشت بياد.....

 

من هستـــــــــــــم شما ها هم باشـــــــــــــــــــيد

 

دوستدار شما مـــــــــــاريا ی که باآمدن شما ها دلش باشماست

 

 

 

 

 

 

+ maria ; ٥:٠٦ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸٢
    پيام هاي ديگران ()   

سلام باز من امدم....

hala

 

سلام.......

خوبيد؟

واـــــــــــی دلم براتون تنگ شده بود اما!

امدم باز

دوستون دارم هوارتار

 

 

 قربان شمـا مــاریـــــا

 

+ maria ; ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۸ مهر ،۱۳۸٢
    پيام هاي ديگران ()   

اگـــــه يـــــــه روزــــــــي نــــوم تـــو...............


****************************************************
اگه ميخواهـــي پيــشم بمونــي
بيــا تـا بـاقــيه جوونــــــــــــــــــي

بيــا تـا پوســت به استخونــه
نــزار دلــم تنهــا بمــونــــــــــه

بــزار شبنــم رنگــي بگيـــره
دوبــاره آهنگــــي بگيـــــره

بگيـــر رنـــگ اون ديــــــــاري
كـه تـوش منــو تنهــا نــذاري

اگه يه روزي نوم تو...........

من كه ميگم توپه...
****************************************************





+ maria ; ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۱ شهریور ،۱۳۸٢
    پيام هاي ديگران ()   

دوست دارم بدونم؟

سلام
مي خواهم درباره اين عكسا كه گذاشتم برام چند خط بنويسيد

متشكر

+ maria ; ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٥ شهریور ،۱۳۸٢
    پيام هاي ديگران ()   

آره من! همچين آدمی هستم؟




لحظه اي با من باش
تا از آن لحظه برويم تا گل
تا ببندم از نگاه تو به هر ستاره پل
لحظه اي با من باش
تا كه از تو نفسي تازه كنم
تا از آن لحظه با تو سفر آغاز كنم
سفري تا ته بيشه هاي سرسبز خيال
تا به دروازه شهر آرزوهاي محال
سفري در خم و پيچ گذر ستاره ها
از ميون دشت پر خاطره ترانه ها
و........

سلام باز من امدم
چند تا سوال دارم خواهشن جوابشو بدين...چون واقعا حالم گرفته است.... تا بهم ثابت بشه ماريا چه جوري آدميه؟
يك:مي خواهم بدونم آيا من آدم بدي هستم؟
دو:شما تا حالا از من بدي ديديد؟
سه:من بي وفام؟
چهار:جواب خوبي هميشه بايد بدي باشه؟


نه واقعا من همچين كسي هستم خودمم خبر ندارم!ااااااااا
نمي دونم شايد هستم كه تو اين مدتي نبودم مورد خجالت بعضي هاقرار گرفتم! كه فهميدم همه از من بدشون مياد
نمونه اش ((اب نرمال))واقعا من بهش بدي كردم
يا نمي دونم كاري كردم كه بايد هي چرت وپرتاشو من پاك كنم تا كسي نخونه؟
يا ((يه دوست خوب مريم)) تو واقعا دوست مني؟
تو كه دوست خوب مريم خودتو جا زدي. واقعا تو دوست خوبي براي مريم بودي؟
كه نوشتي كه من پسرا رو با شعرام يا نمي دونم اونارو با حرفام سر كار ميزارم؟
دوست دارم با آي دي خودت مثل يه مرد بياي بالا بگي من
چي كار كردم كه تو همچين حرفي به من ميزني؟


ضممن از شهاب جونم واقعا ممنونم اين مدتي كه نبودم دوستي شو بهم ثابت كرد..متشكر بابت همه چي
ممنون ميشم جواب منو بديد.....قربان شما ماريـــــــا كه خودشو نمي شناسه

+ maria ; ٩:۱٥ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٥ امرداد ،۱۳۸٢
    پيام هاي ديگران ()   

زندگی نامه......

سلامي به گرمي آفتاب .سلامي به گرمي طلوع خورشيد.سلامي به گرمي دلاي پاك.و سلام بر.... اه اه بسه ديگه زيادي سلام واحوال پرسي كرديم
خوبيد؟خوش ميگذره مارو نمي بينيدخوشيد!.به هر حال چه بگذره چه نگذره اميد وارم خوش باشيد
ديگه چه خبر؟اگه از من بپرسيد كه ميگم كه...بزاريد تا براتون تعريف كنم
من 3 مرداد سال82 آزمون داشتم چه روزي بود خدا اون روز و براي كسي نياره كه از دلشوره ,خستگي, دلواپسي,خلاصه همه چي زده شده باشيد من روز جمعه ساعت 11 صبح بيدار شدم اينم بگم كه من 3 شب بود كه اصلا نخوابيده بودم نمي دونم چرا خوابم نمي برد شايد بخاطر اين بود كه دلشوره داشتم يا نميدونم ديگه اينكه ساعت 5 صبح خوابيدم و ساعت 11 صبح هم با زنگ ساعت بيدار شدم خلاصه اولين كاري كه كردم كتاب تست آمـارو برداشتمو فرمولا رو يه بار دوره كردم فكر كنم ساعت 12/5 شده بود كه مامان به خيالش كه من خوابمو دارم افسانه شاه وپري ميبينم بيدارم كنه ...جاتون خالي فقط تنها چيزي كه يادمه چند تا (...) پدر مادر دار مامانم بارم كرد خدايش حقم داشت چون نبايد ديگه انقدر به خودم فشار مي اوردم..بگذريم رفتم يه دوش گرفتيم و امديم ونهار وخورديم و با حرفاي خواهرم و برادراي گلم يه خورده انرژي گرفتم هي دلداري ميدادن ميگفتن اگه قبولم نشدي فداي سرت سال بعد يا اين كه ميري باز كلاس نقاشي يا نمي دونم شوهر ميكني و از اين حرفا منم قند تو دلم آب شودو اينا بعد پاشوديم وحاضر شديم وبه طرف اموزشگاه واي همه دخترا رشته هاي خودم كه ديدم..واي گفتم الان اينا چه حالي دارن حتما مثل من فشارشون زير هشته بعدتوي اين حال كه بودم
بردارم يه شير موز پر ملات برام گرفته بود كه فشار بياد بالا خلاصـه ...بقيه داستان بعد از پيامهاي بازرگاني
زيادي دارم كش ميدم نه.....اگه خسته شديد نميگم..ولي چون اصرار كرديد ميگم
آره ديدم كه همه درس خونا دارن از هم نكته ميپرسن اما نه بابا همه دخترا با هفت قلم آريشو وبعضي ها با بوي فرنداشون آمدن يه خورده حالم بهتر شده منم زدم تو رگ بيخيالي خلاصه بعد ديدن شماره كارتو معلوم شدن اتاق رفتم سر جام نشستم سوالا پخش شد مراقب ما هم يه پسر خوشگلو خوشتيپي بود.. از بروبچ هنري بود خودتون تا آخرش برييد ديگه چه موهاي بلندو غيره ماشاالله دخترا هم كه.... اينا اول سوالاي عمومي رو دادن سوال اول سخت سوال دوم سخت سوال سوم...واي كم بود گريه ام در بياد نمي دونم ولي سري دوم براي دوره
تونستم جواب بدم بعد نبود عمومي رو جمع كردن واي سوالا تخصص كه ضريب 15 داشت.. داشتم مي مردم سرتونو درد نيارم تا ساعت 8/5 من هنوز سر جلسه امتحان داشتم حساب ميكردم از خستگي چيزي حاليم نشد اينم بگم بعد ندادم و قبوليم اصلا معلوم نيست چون ترازم بايد روي8000 باشه نمي دونم راضيم به رضاي خدا قبول شدم كه شدم ديگه نشدمم سال بعد من عمري كم بيارم خلاصه امدم پايين برادرم بعد از 4/5 ساعت ول چرخيدن امدو جلو ازم پرسيد چطور دادم گفتم هي بگي نگي...گفت من به مامان گفتم الان ميريم سينما بعد شامم بيرون مي خوريم بعد ميرم خونه منم كه از خستگي داشتم مي مردم رفتيم..اول رفتيم قدس فيلمش جالب نيود لعيا زنگنه بازي كرده بود رفتيم شهر قشنگ حدود يه ربع بعداز وايسا دادن بيليتا تموم شد خلاصه تموم سينماي اونجا رو زير پا گذاشتيم آسيا, سپيد خلاصه ديگه آفريقا يه بيلت گيرمون امد فيلم عروس خوش قدم چه فيلمي بود اولاش خيلي قشنگ و خنده دار بود ولي وسطتاش خسته كننده شده بود ولي آخرشم مثل فيلماي هندي تموم شد ولي با آهنگ(تو عزيز دلمي) از منصور واهنگ نسترن نمي دونم از كيه؟ شرفي نيا شروع به رقصيدن كرد هي بعد نبود ولي زياد جالب نبود ولي فيلم دنيا كه شرفي نيا بازي كرده الان بعضي از سينماها روي اكران داره نگاه يه بارو داره..اما از همه جالبت تر توي سينما جلوي صندلي ما خودش كلي فيلم بود....خلاصه شامرم خوديم وامديم خونه بگذريم......راستي فقط بچه ها برام دعا كنيد..همين فورا عزيزم كه شعرقشنگ شو بدون اجازش نوشتم معذرت ميخواهم اميدوارم ببخشه چون خيلي قشنگ بود و به دلم نشست نوشتم
از همتونم ممنون بابت همه چي......قربانتون مــــاريا الجـاسـوسـي


خوب بيد!
با تو خوش بوديم و ما را ، فرصتي از عشق بود

با دلم هر لحظه از تو ، صحبتي از عشق بود

عشق را تنها علاج و التيام و مرهمش

رنج هاي بي شمار وُ ،محنتي از عشق بود

درد ما ، درمان نشد جز ، اشكِ پنهانْ ريخته

آن همه خوناب ِ ديده ، قسمتي از عشق بود

اين پريشاني وُ اين شيدايي و دلدادگي

وسعتي از عشق بود و ، علتي از عشق بود

«درد بي عشقي فرويم برد در گرداب درد» *

«اين همه بدنامي ام هم رحمتي از عشق بود»

بركه آرام قلبم ناگهان آشفته شد

«اين همه آشفتگي هم ، سنتي از عشق بود» **

با تمام رنج وُ لذت ها وُ با «خوب » و « بدش»

هر چه بود اين ، باز ما را ، نعمتي از عشق بود

اين دل بي تاب وُ اين چشم پرآب وُ انتظار

هديه اي از عشق بود وُ ، خدمتي از عشق بود






+ maria ; ۸:٤٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٤ امرداد ،۱۳۸٢
    پيام هاي ديگران ()   

تا برگردم اينو داشته باشيد........

بــــــانوي شرقي*

اينم بد نيست





از همه ءدوستان هم باز ممنون
+ maria ; ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۸ تیر ،۱۳۸٢
    پيام هاي ديگران ()